تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


داستان "عمو نفتی"

    داستان "عمو نفتی"

    داستان

    یک گاری چی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.

    یک روز مرا دید و گفت آقا سلام، ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید؟

    گفتم بله

    گفت: فهمیدم چون سلام هایت تغییر کرده!

    تعجب کردم گفتم: یعنی چه؟

     

    گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی،

    همۀ اهل محل همین طور هستند. هرکس خانه اش گازکشی می شود دیگر سلام و احوالپرسی او تغییر می کند.

     

    فهمیدم سی سال، سلامم بوی نفت می داد.


    سی سال او را با خوشرویی تحویل گرفتم,خیال می کردم خیلی با اخلاقم ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی به او نیست و نحوه ی برخوردم با او فرق کرده بود.


    یادمان باشد ، سلاممان بوی نیاز ندهد

    داستان

    پست شماره  358

    این مطلب تا کنون 81 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : گازکشی ,خانه ,کرده ,نفتی ,
    داستان "عمو نفتی"

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 3 مرداد 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر