جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

قبل از ساعت 6:20 دقیقه

    قبل از ساعت 6:20 دقیقه

    قبل از ساعت 6:20 دقیقه

    به ساعتم نگاه کردم ، شش و بیست دقیقه صبح بود.

    دوباره خوابیدم. کمی بعد پاشدم،

    دوباره به ساعت نگاه کردم ، شش و بیست دقیقه صبح بود.

    دیدم هوا که هنوز تاریکه با خودم گفتم حتماً دفعه ی اول اشتباه دیده ام ، خوابیدم.

    .

    .

    وقتی پاشدم. هوا روشن بود ولی ساعت باز هم شش و بیست دقیقه صبح بود.

    سراسیمه از جام پا شدم.

    باورم نمی شد که ساعت مرده باشد. به این کارها عادت نداشت. من هم توقع نداشتم.

    .

    آدم ها هم مثل ساعت ها هستند.

    بعضی ها کنارمان هستند مثل ساعت، مرتب و همیشگی. آنقدر صبور دورت می چرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی و بودنشان برایت بی اهمیت می شود ، آن‌ها همین‌طور بی ادعا می چرخند، بی آنکه بگویند باطری شان دارد تمام می شود. بعد یکهو روشنی روز خبر می دهد که آن‌ها دیگر نیستند....

     

    قدر این آدم ها را باید بدانیم، قبل از شش و بیست دقیقه...

     

    قبل از ساعت 6:20 دقیقه

    پست شماره  357

    این مطلب تا کنون 57 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 3 خرداد 1395
    منبع
    برچسب ها : ساعت ,دقیقه ,بیست ,بیست دقیقه ,نگاه کردم ,
    قبل از ساعت 6:20 دقیقه

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 6 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر